گاهی
خیلی دوست دارم از پیش مامان بزرگم برم فضای خونه به شدت سمی در واقع من اصلا با مادربزرگم مشکلی ندارم مشکل اصلی این جو شلوغ .خیلی دوست دارم برگردم به خونمون چیه شرایط آروم داشته باشم اما....شرایط خونمون بدترهاصلا دوست ندارن من برگردم واینم از شانس کنه بخت برگشته است واقعا من چه اذیت وآزاری میرسونم.
این جاهم با زبان بی زبانی بهم گفتن تو غذا و.. استفاده میکنید بدون هیچ هزینه آیه ای خب تقصیر من چیه مگه من خودم دوست دارم وضعیتم این باشه .
تخیلی دوست دارم برگردم خونه ویه اتاق داشته باشم پر از سکوت و بدون حاشیه من شرم وخجالت میکشم از اینکه بگم بابام زورش میاد تو اتاق بالایپشت بوممون یه بخاری بزاره تا من یه مکان مطالعه داشته باشم.
چرا هنوز زنده ام ؟ هنوزم به این فکر میکنم که کاش شرایط جوری بشه که بتونم کنکور بدم🥲
نمیدونم دوست دارم به جایی برسم که دغدغه پول رو نداشته باشم یه زندگی آروم ...