یک سال دیگه باید بخونم.

شرایط

خب واقعا موندم چیکار کنم فکنم با تراز و رتبه ای که آوردم نمیتونم رشته ای خوب قبول بشم که آینده شغلیش تضمین شده باشه . رشته های دیگه هم تحقیق کردم نصف این رشته ها رو میگن بازار کار ندارم واین حرف ها تعداد کمی هم میگن بستگی به خودت داره ، رشته های نسبتا خوبی که بهشون علاقه دارم وباید برم دانشگاه آزاد یا غیر انتفاعی هزینه اشو خانواده ام نمی تونند بدن وخودم هم متاسفانه مهارتی ندارم که کار خوب پیدا کنم ودرکنارش بشینم خوب درس بخونم. چون این رشته ها واقعا نیاز داره خیلی درس بخونی تا بتونی موفق بشی . درکل وضعیت ...

سه شنبه پیش مشاور میرم تا اگه بشه انتخاب رشته کنه . ولی در کنارش باید برای سال آینده بخونم به احتمال خیلی زیاد نشه . خیلی خودمو سرزنش کردم اما خب فایده ای ندارد . امیدوارم بهترین اتفاق ممکن برام بیوفته .

کلا این چند ساله امیدمو نسبت به زندگیم و آینده ام از دست دادم البته الان از نظر روحی بهتر هستم ، اما باید اون ناامیدی رو از بین ببرم و به خودم اعتماد داشته باشم تا بتونم از تمام استعدادی استفاده کنم واین شرایط رو تغییر بدم.

خیلی گذشته توی ذهنم مرور میشه و خیلی افسوس میخورم ولی فایده ای ندارد بنظرم باید به جای اینکه فکر کنم که من بی استعدادم و شرایط وزندگیم خیلی بده و درست نمیشه، درس ها واشتباهاتم رو بررسی کنم و به خودم یادآوری کنم تا دیگه تکرار نکنم.

چیزی که توی سخنرانی دیروز فهمیدم اینکه من کمال گرام واین مورد رو پله به پله از بین ببرم . باید توانایی وشرایط واقعی در حال حاضر رو ببینم تا بتونم قدم قدم به اون شخصیت مد نظرم بریم. اون شخصیت مد نظرم میلیون سال یه بار ظهور می‌کنه خخخخ اما میتونم یه آدم معمولی مفید باشم که از زندگیم لذت ببرم:)

نتایج

ترازی که آوردم زیاد خوب نبود ولی الان نمیدونم باهاش میشه چه رشته های آوررد . فکنم بین 8هزار تا12هزار بشه . الان دقیق نمیدونم ، ولی با ترازی که گرفتم انگار میشه فرهنگیان قبول شد ولی احتمالش خیلی خیلی کمه . واقعا در شرایط خیلی بدی هستم از طرفی خانواده ام فشار میارن که یه رشته ای برم ودر کنارشم مشغول به کار بشم واز طرف دیگه بخوام پشت ببمونم میترسم شرایط سخت تر بشه ونتونم نتیجه خوبی بگیرم. سه شنبه پیش مشاور میرم وباهاش مشورت میکنم . امید وارم بتونم یه رشته خوب برم . خیلی دلم میخواست درصد هام بالا بود ، پزشکی بیارم اما دیگه گذشت من تلاشم رو کردم توی شرایط خیلی بدی درس میخوندم.

هی

کارنامه کنکور اومد ترازو ودرصد هام خوب نبودن مادربزرگم گفت دیگه نمون برو سر یه شغل و کار ، گفت توهم که درسخون نیستی . والا من امسال برخلاف سال های پیش. تلاشم روکردم اما چون نمی‌دونستم چجوری برنامه بریزم و مشکل پایه ای داشتم ونمیدونستم هزینه مشاوره وکلای واین چیزا رو بدم این جور شد. واقعا چقدر من بدبختم چرا باید لحظه آخر باید بفهمم که فیلم آموزشی هم هست تو تلگرام زمانی که کار از کار گذشته لعنت

دوباره از نو

خب فکر میکردم این هفته نتایج میاد برای همین خیلی استرس داشتم ودستم به درس خواندن نمیرفت همش افکار منفی سراغم میومد ویرایش فرار ازش سراغ گوشی میرفتم . به هرحال این هفته هم گذشت و تصمیم گرفتم این یه ماه باقی مانده رو برای استفاده درست ازش برنامه بریزم هم برنامه درسی هم برنامه تفریحی وآموزشی، بنظرم رابطه ام رو باید با خانواده ام درست کنم . چون یه دلم مثبت برای من میشم هرچقدرم که سخت باشه باید تحمل کنم چون در آخر با اون ها میمونم، اگه راحت نباشیم بیشترین آسیب رو من میبینم.

اندو

چند هفته است که خیلی غم گیم هستم خیلی افسوس شرایط الان وفرصت های از دست رفته رو میخورد از ساعت سه تا الان بیدارم.

برای فرار از این حجم غم وناراحتی سرم تو گوشی الان متوجه شدم که من دارم خودم و زمانم رو تلف می‌کنم که با حجم زیاد شکست و سردرگمی روبه رو نشم.

غلطا

خب الان میدونم سنم اونقدرا زیاد نیست و میتونم از فرصت هام استفاده کنم وکسب مهارت کنم . ولی خیلی دلسرد شدم قبلاً به این فکر میکردم. میتونم مستقل شم و وارد رشته دلخواهم بشم تا بتونم شرایط زندگیم رو عوض کنم از اونجایی که کسی رو نداشتم بهم یاد بده که چجوری باید این مسیر برم همش شکست خوردم واز طرف دیگه هم احمال کاری و تنبلیم باعث شد خوب تلاش نکنم واز موقعیت هام استفاده نکنم الان فهمیدم که برای موفق شدن باید به مسیری که میری تمر کز کنی.

فکنم فردا نتایج کنکور میاد اگه با رتبه ام بتونم پرستاری و رشته های پیرا رو قبول بشم حتما میرم وپشت کنکور نمی‌مونم به هرحال برای این رشته ها موقعیت شغلی زیاد هست و به تیپ شخصیتی و شرایط زندگیم میخوره. اما اگه قبول نشدم باید با این شرایط کنار بیام ووسال چهارم کنکور بدم البته درمورد سایر رشته هایی که میخواستم هم تحقیق کردم اما متاسفانه دیدم خیلی از افراد در حال حاضر بیکار هستند خیلی ناراحت شدم کلی دیشب گریه کردم به شرایطی که دارم من واقعا تلاشم رو کردم اما خب شرایط مالیم جوری بود که نمی‌تونستم مشاور بگیرم وکلای کنکور برم برای همینم درس هایی که توش ضعیف بودم از منابعی استفاده کردم که فقط وقتم رو حروم کرد آخرش هم که میخواستم فیلم ببینم دیگه دیر بود ولی خب دیدم اما فایده ای نداشت از طرف دیگه هرمز خودمو داشتم با کسایی مقایسه میکردم که فلان مشاور وفلان کلاس رو میرفتم خیلی روحیه ام تضعیف شد. با این حال تلاشم رو تا آخرش کردم .

واقعا دلم نمیاد تلاشم هدر بره روح وجسمم رو براش گذاشتم یادم میاد صبح یا اخرشب برای ظهرم غذا درست میکردم شب ها خسته و کوفته میدم خونه باید کارهای مادربزرگم رو میکردم از طرف دیگه میخواستم بیشتر درس بخونم اما از استرس زیاد خسته بودم و نمی‌تونستم. اگه شرایط خوب پیش نرفت وپشت موندم این دفعه یه لیست از اشتباهاتی رو می‌نویسم و درموردش خوب فکر میکنم تا دیگه اون هارو انجام ندم.

کلا این چند روزه افکار مزخرفی مثل اینکه تو از همه عقب افتادگی چرا از همون اول ازدواج نکردی تا آخر تنها میمونی عمرت به فنا رفت یه آدم بی خاصیت که هیچ کار بلد نیست و هیچ آینده ای ندارم هستی همه تورو سرزنش میکنند و.... بنظرم دلیلش فقط اضطراب وافسردگی هست .من توی این شرایط باید با خودم مهربان تر باشم .

انشالله همه چی خوب پیش بره ، نذر میکنم اگه خوب پیش رفت یه بسته شکلات بدم به بچه های...

مثل

مثل این میمونه که همه چی رو از دست دادم ، من لب ساحل وبا کشتی که داره آرزوم رو میگیره بای بای میکنم . حقیقتا نمیدونم چیکار کنم ونمیتونم شرایط چجوری پیش میره.

دیروز که کلی درد کشیدم فکنم این درد ها ریشه استرس وناراحتی داره ودر آخر کلی گریه کردم.

ترس

از این میترسم که مادر بزرگم بمیره بعد من کجا برم چیکار کنم. . دیشب و امروز فشارش پایین بود بهش نکن وشیرینی دادم . چند روز به این فکر میکردم که اگه بلایی سرش بیاد وبره من واقعا بی کس میشم کاش قبلاً به فکر بودم مستقل تر میشدم هم وابستگی کمتر میشد هم آنقدر نمی ترسیدم. شاید بهتر این چند ماه رو پیش پدر و مادرم باشم تا بتونم یکم آرومتر بشم.

نا امیدی

نمیدونم تا اینجا که۲۱سالمه خیلی گند زدم ، الان احساس میکنم کلی عقب افتادم ونمیتونم درستش کنم نه دانشگاه تونستم برم نه ازدواج نه کار مهارتی می‌خوام متلاشی شم . من شرایط زندگیم باعث شده اینجا باشم ولی خب چه فایده ،فکر کردن بخش سودی ندارد . امید وارم این افسردگیم خوب بشه ومن آروم آروم وارد مسیر بشم . فعلا دارم دوباره برای کنکور میخونم تا نتیجه اش بیاد میدونم نتیجه اش زیاد خوب نیست اما اگه تونستم رشته های مد نظرم رو بیارم حتما وارد دانشگاه میشم چون احساس میکنم از لحاظ روحی دیگه کشش ندارم اما فعلا تمرکزم رو روی درسم میزارم تا پشیمون نشم.

پژواک

ای خدای عزیز منو در مسیری قرار بده که خودت برایم مقدر کردی مسیری که کمک به مردم خودم و خانواده ام باشه . خدایا منواز تنبلی رخوت سستی وناامیدی حفظ کن. خدایا منو در این مسیر سخت همراهیم کن . خدایا خودت هوامو داشته باش من از ته چاه ها امیدی صدات میزنم. خدایا....