امروز دوستم گفت شایان (یکی از هم‌گروهیامونه تو کارآموزی)بهش گفته که فلانی (منظورش من)سیگار می‌کشه وبهش میخوره سیگار بهمن بکشه😑😶

من وقتی بخوام از کنار یه آدمی که سیگار می‌کشه رد بشم،نفسمو نگه میدارم یا وقتی فامیل تو اتاق قلیون میکشن من محیط رو ترک میکنم چون به این بوها حساسم پسرم درد میگیره.

به شخص خیلی بدم اومد که کسی درمورد من این فکربکنه حتی شوخیشم برام قشنگ نیست . با خودم فکر کردم گفتم شاید چون دندون جلوم رنگش عوض شده وسیاه شده فکر می‌کنه من سیگار میکشم بعد با خودم گفتم یعنی همه کلاس فکر میکنند من یه آدم سیگاری هستم .حتما چون همیشه یه مانتو ویه تیپ ثابت میزنم هزار تا چیزتو ذهنشون .

واقعیتش همینه من از یه خانواده ضعیف اومدم ندارم به سختی پول دانشگاه میدم .برعکس بقیه شون که در رفاه هستن من با زور وسختی به اینجا رسیدم . من دارم برای یه زندگی عادی جون میکنم. خیلی جاها غرورم شکسته وبه خاطر بی‌پولی نادیده گرفته شدم.

من فقر و با گوشت و خون لمس کردم فقر برای من یه کلمه شیک وبی روح توی کتاب نیست.