این روزا
خب این روزا فشار زیادی رو دارم تحمل میکنم . فکنم تنها راهی که دارم فقط نوشتن هست. خیلی دوست دارم برم پیش مشاورم اما خب پولشو ندارم فعلا.ماه قبلی حداقل زمانم به بطالت نمیگذشت برای آزمون زبان درس میخوندم که اونم کند خورد بهش به خاطر حواس پرتی خودم روز آزمون رو فراموش کردم😢😑
به احتمال زیاد باید زبان پیش ۱و۲,رو بگذرونم پوفف ... امیدوارم دردسر نشه برام.
هنوزم که هنوز انگار به این پذیرش نرسیدم که من نتونستم قبول بشم و باید با این موضوع کنار بیام ،هنوزباورم نشده که دیگه تموم شده و بایدتا ته این رشته رو برم.
از اینکه تو چشم اون یه آدم موفق نشدم ناامیدم😢 باورم نمیشه که من تبدیل شدم به یه آدم حسود ، من هیچ وقت توی زندگیم به کسی حسودی نکردم زندگیم خیلی کم و کاستی داشته ها اما هیچ وقت حسرت زندگی بقیه رو نمیخوردم همیشه امید داشتم همیشه به خودم احترام میزاشتم خودمو دوست داشتم مطمئن بودم که آینده بهتر میشه اما.... الان به آدم افسرده، شکست خورده، عقده ای که دراز حس منفی هر روز داره گریه میکنه تا توی مجازی دختر های هم سن سالش رو میبینم که رشته مورد علاقه اشو میخونن کلی زبان ومهارت دارن پارتنر خوب دارن ولی موفق هستن حسرت میخوره از خوشحالی اونا خوش حال نیست.
چند ساعت پیش عکسای اون خانم رو دیدم با خودم فکردم چقدر روزگار برای همه متفاوت یه نفر همش درحال خوش گذراندن واصلا مشکلی ندارد اما ینفرم مثل من حتی نمیتونه یه لباس گرم مناسب بهره چون پول ندارن ومن ممکن توی چشم بقیه یه آدم زشت وشلخته بنظر بریم درحالی که نمیدونه من نمیتونم... هیییخیلی دوست دارم کارکنم حداقل پولی بیاد دستم اینجوری هم بهم اعتماد بنفس میده هم از این فضا دور میشم هم یه مشکلی ازم حل میشه اما متاسفانه نمیذارم امیدوارم
بهمن بیاد برم دانشگاه ممکنه از این رخوت در بیام🥲
دوست دارم ....