بیخود
خیلی
ععصبیم صبح رفتم از بیمارستان نوبت ام از آی بگیرم بیمارستان آموزشی بود. وقتی دانشجو های هم سن و سال خودمو دیدم خیلی اعصابم بهم ریخت قرار بود امسال سر کلاس های علوم پایه پزشکی باشم. اما حالا چی.....هیچ چیز اونجوری که دلم میخواست پیش نرفت واقعا چرا من اینجام برای چی زنده ام .....
زندگی خیلی مضخرفه من فقط به دنیا اومدم حسرت زندگی بقیه رو بخورم کلی تا الا استرس سختی توهین وبی احترامی دیدم.
درصورتی که خیلی ها هستن هم سن من اما دارن زندگی میکنند.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی ۱۴۰۳ ساعت توسط سپید موی
|