خب این کنکور هم تموم شد انگار همین پارسال بود که حیرون بودم ونمیدونستم چجوری شروع کنم از کجا شروع کنم چه چیز های رو بخونم یا علی گفتم و فتم کتابخونه و شروع به درس خواندن کردم واقعا نمی دونستم چجوری بخونم شاید برای کسی که در اوج افسردگی بود همش افکار منفی و خودکشی داشت خیلی سخت بود که مثل بقیه درس بخونه قرص های افسردگیم رو قطع کردم مشروع کردم به خواندن حالم بهتر شد افکارم روی درس متمرکز شده بود اما از اونجایی که بقیه رو میدیم که مشاور دارن کتاب های مختلف دارن روحیه ام رو از دست دادم اما من مجبور به ادامه بودم به جایش یا کتاب از کتابخونه می‌گرفتم پدر آخرم با گوشی pdfهارو دان کردم اشتباه دیگه ام این بود که از کتابخونه به خاطر فشار مقایسه کردن خودمم با دیگران به خونه آمدم که باز دهیم رو خیلی کمتر کرد ، یه اشتباه دیگه ام این بود که وقتی دیدم در درس ریاضی ومحاسباتم ضعیف بودم از فیلم آموزشی استفاده نکردم. من باید به خودم اعتماد میکردم وطبق برنامه خودم پیش میرفتم در کنارشم می‌تونستم از خودم آزمون قلمچی رو بگیرم. چیزی که فهمیدم این بود که کند بودم چیه خاطر روش آموزشی غلطی که متناسب با سطحم انتخاب کرده بودم همش از برنامه قلمچی عقب میوفتام هی به این فکر میکردم کی میتونم تموم کنم بدون اینکه عمیق یاد بگیرم ومرور کافی داشته باشم. درسته این نتیجه زیاد جالب نمیشه اما من تلاشم رو کردم خیلی چیزا یادگرفتم.میخوام بازم ادامه بدم. فقط مشکلم با اینکه آیا میتونم با کیفیت مد نظرم درس بخونم ودر کنارش هفته ای دوبار کلاس یوگا برم ومیخوام کلاس دستیاری دندون پزشکی رو برم چون الان 21ساله ام هست وباید به فکر یه مهارت وکاری باشم. کاش کلاس های شب برگزار بشه